یکی از شاخصه‌های مهم شهر اصفهان داشتن معماری با قدمتی بسیار بالا است. معمار‌ی این شهر به قبل از اسلام برمی‌گردد و در دوران صفویه به اوج خود می‌رسد تا آن‌جا که به سبک معماری اصفهان شهرت می‌یابد و وجود بناهایی مانند میدان امام، عمارت عالی‌قاپو و کاخ چهل‌ستون گواه بر این موضوع است. معماری شهر اصفهان
اما معماری و ارتباط آن با فضای شهری چیست؟ معماری، به‌عنوان تصور، طراحی، درک و ساختن (با توجه به شرایط)، تعریف می‌شود.
شرایط ممکن است که در ذات خود کاملاً عملکردی بوده یا به درجات متفاوتی بازتاب شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پروژه باشند. انتظار ما از معماری، به عنوان یک هنر چیزی بیشتر از پاسخگویی به برنامه‌های عملکردی ساختمان است. تجلیات فیزیکی معماری با فعالیت‌های انسانی تطابق دارد و نحوه سازمان‌دهی و انتظام فرم و فضاها در معماری، می‌تواند تلاش‌ها را به ثمر رسانده و به استخراج پاسخ‌ها کمک کند و معانی را انتقال دهد.
همچنین دیگر رشته‌های علمی طراحی مرتبط با آن، مانند طراحی شهری، معماری منظر، طراحی داخلی و… در کنار هم، طراحی محیط را به وجود می‌آورند. معماری، تمام محیط بیرونی زندگی بشر را در برمی‌گیرد. امروزه، این قلمرو، از شهرسازی گرفته تا معماری و طراحی صنعتی، تحت کنترل معماران است. 

 

 

سبک معماری شهر اصفهان، سهم عظیمی در چیزی که امروزه از آن به عنوان معماری اسلامی و ایرانی نام برده می‌شود داشته است. در معماری گذشته اصولی از لحاظ زیبایی و ظرافت متناسب با امکاناتی که در آن زمان بود مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما متأسفانه به مرور زمان این سبک از معماری در طراحی شهری اصفهان کمرنگ و کمرنگ‌تر شده است تا جایی که می‌توان گفت معماری امروزی شهر اصفهان هیچ رنگ و بویی از سبک اصیل معماری اصفهان نبرده است. در معماری قدیم وجود خانه‌های بسیار وسیع با حیاط‌های بزرگ و دیوارهای کوتاه و وجود اندرونی‌ها و بیرونی‌ها باعث می‌شده است که نیاز همیشگی انسان‌ها به رابطه با طبیعت پاسخ داده شود همچنین در خانه‌های مسطح ارتباط افراد با محیط بیرون از خانه بیشتر از خانه‌های طبقاتی یا آپارتمان‌ها است.

 

 

منازل طبقاتی محله محوری را به هم ریخته و حذف محلات مساوی است با حذف ارتباط اجتماعی با همسایگان که همه‌ی این‌ها تنهایی انسان امروزی را با خود به ارمغان می‌آورد و به دنبال آن بیماری‌های روانی مانند افسردگی بروز و ظهور می‌کند. همچنین منازل طبقاتی منظر شهری ما را به هم ریخته است و اولین اثر آن هم حذف آسمان از منظر انسانهاست. حذف آسمان یعنی حذف یکی از اصلی‌ترین عناصر طبیعت که فطرت انسان با آن خو دارد. همچنین ارتفاع زیاد دیوارها و خانه‌ها فضای کلی شهر را برای عابران سنگین می‌کند. مسئله مهم بعدی در فضاسازی شهر اصفهان، طراحی نمای منازل است که امروزه بسیار بی‌قاعده و آزاد است و به همین خاطر شاهد تنوع گسترده‌ای از طرح‌ها، رنگ‌ها و بافت‌ها هستیم که ذهن ناظر شهری را به شدت مشوش می‌کند، در حالی که در معماری گذشته این شهر، خانه‌ها بسیار یک‌دست و هماهنگ بوده است. موضوع معماری شهر اصفهان به دنبال خود مسئله شهرسازی این شهر را هم دارد که به غیر از توسعه ارتفاعی موجب توسعه بیش از اندازه شهر اصفهان شده است و باعث تغییر زندگی شهروندان گردیده و همه مجبور به استفاده از خودرو برای تردد داخل شهر شده اند که این مسئله دو جنبه دارد: ۱-خودرو محور شدن یعنی تردد گسترده خودرو به جای شهروندان در شهر، افزایش آلودگی‌های شنیداری و دیداری و افزایش برخوردها و تنش‌ها و در نتیجه برهم خوردن آرامش روانی شهروندان و ازطرف دیگر کاهش روابط اجتماعی مثبت ۲-برای پاسخ به این تغییر، شهر هم باید منطبق با آن خود را تغییر دهد یعنی خود را و معابر و مناظر خود را از انسان‌محوری به ماشین‌محوری تغییر دهد. خیابان‌های پهن و چهارراههای عریض و تقاطع‌های غیر‌همسطح غول‌پیکر که همگی حس امنیت انسان‌ها را بر هم زده و آرامش روانی آن‌ها را کاهش می‌دهد.

 

شهری که محور آن انسان نیست برای هیچکس به‌خصوص کودکان امنیت نخواهد داشت، آن‌ها نمی‌توانند به راحتی در شهر رفت‌و‌آمد کنند و یکی از مهمترین نیازهای رشدی آن‌ها که بازی و تعامل با همسالان است مرتفع نخواهد شد در حالی که در اصفهان قدیم، کودکان به راحتی در کوچه‌ها بازی می‌کردند و خطر تصادف با ماشین‌ها آن‌ها را تهدید نمی‌کرد. پس والدین امروزی مجبور هستند کودکان خود را در قفسی به نام آپارتمان محبوس کرده و با انواع بازی‌های کامپیوتری و تماشای انیمیشن آن‌ها را سرگرم کنند که متأسفانه تأثیرات مخرب این بازی‌ها بر روان کودکان از هیچکس پنهان نیست.
با بررسی مطالب ذکر شده این‌طور می‌توان نتیجه‌گیری کرد که معماری و شهرسازی کنونی شهر اصفهان از اصالت اولیه‌ی خود بسیار فاصله گرفته است و تمام این تغییرات منجر به کاهش سطح بهداشت روانی شهروندان شده است. امید آنست که با تغییراتی در این سبک، حداقل تا حدودی از آسیب‌های روانی به افراد جامعه کاسته شود.


نویسنده: مطهره هویدا