رفتار همدلانه

همدلی مهارتی مهم و کارآمد است، کودکی که مهارت همدلی را آموخته است، میزان رفتارهای پرخاشگرانه‌اش در ارتباط با دیگران کاهش می‌یابد و همچنین می‌تواند روابط بهتری برقرار کرده و به مدت طولانی‌تری آن‌ها را حفظ کند. همین برقراری ارتباطات خوب و رفتار مادران در کیفیت زندگی کودک موثر است و می‌تواند زمینه‌ی رشد بیشتر فردی و اجتماعی کودک را فراهم کند. سبک رفتار مادر با ایجاد این مهارت در کودک ر ابطه‌ی مستقیمی دارد.

سبک‌های رفتاری گوناگونی که والدین و بخصوص مادر در برخورد با فرزندشان به کار می‌برند و زمینه هایی که برای کودک فراهم می‌کنند، می‌‎‌‌‌‌‌‌تواند در چگونگی رشد کودک موثر باشد. یکی از زمینه‌های مهم رشد کودک، رشد اخلاقی کودک است؛ رشد اخلاقی کودک در ارتباط و تعامل با دیگر افراد شکل می‌گیرد و توسعه می‌یابد. هر چه مادران زمینه‌ای را فراهم کنند که کودکشان در تعامل و ارتباط بیشتر با هم‌سن و سالانش قرار گیرد، رشد اخلاقی کودک به گونه‌ای سالم و کارآمد اتفاق می‌افتد.

برای شکل گیری اخلاق در کودک نیاز است، چگونگی رفتار با دیگران را به او آموزش داد. همدلی نیز جزئی از اخلاق است و در ارتباط کودک با دیگر افراد شکل می‌گیرد.

 

 

رفتار مادران در ارتباط با دیگر افراد می‌تواند اولین الگو برای کودک باشد. در صورتی که مادر در ارتباطش با افراد دیگر رفتاری همدلانه داشته باشد، کودک نیز از مادر الگو می‌پذیرد.

مسأله‌ی مهم دیگر نحوه‌ی رفتار مادر با خود کودک است، مادرانی که به احساسات کودک توجه می‌کنند و درباره ی آن احساسات با او همدلی می‌کنند، در ایجاد این مهارت در فرزندانشان نقش بزرگی ایفا می‌کنند، برعکس مادرانی که در تربیت کودک از تنبیه و زور استفاده می‌کنند و احساسات کودک را نادیده می‌گیرند، همین الگو را نیز به فرزندان خود منتقل می‌کنند.

یکی از اصول تربیت، آموزش تقسیم امکانات به کودک است. تقسیم امکانات یعنی هرچقدر هم که امکانات محدود و کم باشد، باید به گونه‌ای تقسیم شود که تمامی اعضای خانواده از آن بهره ببرند. آموزش تقسیم امکانات از سوی مادر، موجب می‌‎‌‌‌‌‌‌‌شود کودک در مقابل نیازهای دیگر اعضای خانواده احساس تعهد کند و درک نیازهای دیگران را بیاموزد. توجه به نیازهای دیگران و درک احساسات و نیازهای آنان موجب می‌شود، مهارت همدلی نیز تقویت شود. بر عکس مادرانی‌اند که در صورت کمبود منابع هر آنچه هست را به فرزندشان واگذار کرده و دیگر اعضا را نادیده می‌گیرند؛ این کودک در آینده نیز، تنها به نیاز و خواسته‌ی خودش اهمیت می‌دهد و همدلی برایش نامفهوم و بی‌معنا می‌شود.

 

همانگونه که پیش‌تر اشاره کردم میزان تعامل کودک با دیگر افراد، زمینه‌ای را برای رشد اخلاقی کودک فراهم می‌کند. ایجاد زمینه‌ای که در آن کودک با دیگران و بخصوص هم‌سن و سالانش تعامل داشته و درگیر رابطه با آنان شود، از وظایف مادر است. سبک زندگی گذشته به گونه‌ای بوده که به علت تعاملات بسیار خانواده‌ها با هم این زمینه برای کودکان بسیار فراهم می‌‎‌‌شده، اما امروزه اینگونه نیست، به همین جهت مادران باید زمینه‌ای را فراهم کنند که کودک در کلاس‌های پرورشی و آموزشی، خانه‌ی اقوام یا حتی پارکینگ خانه، با هم سن و سالانش وقت بگذراند و با آنان وارد رابطه شود.

 

 

در چنبن روابطی کودک در موقعیت‌های متفاوت و گوناگونی قرار می‌‎‌گیرد و رفتارهای متفاوتی را بروز می‌دهد، ممکن است در بسیاری از مواقع درباره‌ی مسائل پیش آمده و سبک رفتاری خود اطلاعاتی را به والدین انتقال دهد. همین‌جاست که مادر می‌تواند با مهارت و در کمال مهرورزی و عشق، راجع به تاثیر رفتار فرزندش بر دیگران، به او اطلاعات دهد و بدین طریق او را درباره‌ی شیوه‌ی برخوردش با دیگران، آگاه سازد.

شیوه ی مقابل این روش، زمانی است که مادر از تعامل فرزندش با دیگر کودکان جلوگیری می‌کند و اگر هم چنین فرصتی برای کودک فراهم شود، مادر اجازه نمی‌دهد که او به تنهایی و با مهارت شخصی خود تعارضاتش را حل و فصل کند و در این‌باره آگاهی کسب کند. مادر سعی بر حل کردن تعارضات کودک با هم‌سالان دارد و نتیجه‌ی این روش، چیزی جز عدم کسب مهارت توسط کودک نیست.

رشد کودک در دو حیطه ی فردی و اجتماعی انجام می‌شود و زمانی که کودک در هر دو حیطه رشد و توسعه یابد، می‌تواند در آینده موفق‌تر و خوشنودتر باشد.

شیوه ی برخورد با دیگران و یادگیری مهارت‌هایی مانند همدلی، موجب می‌شود کودک روابطی با کیفیت‌تر و صمیمانه‌تر ایجاد کرده و در خلال آن روابط رشد کند. رفتار همدلانه کودک موجب می‌شود، حمایت اجتماعی بیشتری کسب کرده و از این حمایت در مسیر رشد و ترقی خود استفاده کند.

سبک رفتار مادر بر رشد اخلاقی کودک و شکل گیری مهارت همدلی در کودک، بسیار موثر است، بدین‌جهت ایجاد آگاهی در مادران در این خصوص، امری ضروریست.


نویسنده: پریسا جنانی